رونق تولید ملی | شنبه، ۳ اسفند ۱۳۹۸

به یاد مادرم ثریا - نمایش محتوای تولیدات ویژه

 

 

به یاد مادرم ثریا

Loading the player...

سال 1326 در ثریا ، ستاره ای به شیرمرد و شیرزنی چشمک زد . نام آن نور چشمی ثریا شد به امید آنکه بلندبخت باشد و رفیع نام . ثریا شیرزاده کرمانشاهی که خصلتی چون دیگر شیرزنان کرمانشاهی داشت ، شجاعانه پای به پیشه ای نهاد که تا آن زمان کمتر رغبت همت یا جراتی برای جولان در آن بود . صحنه تاتر البته جای پنجه در افکندن شیران هنر نمایش بود و ثریا شیفته این کارزار سخت بود و بیمی از شکست طعنه و زخم زبان نداشت . او که صحنه را فتح کرد دیگر زنان شهرش جرات یافتند به صحنه نمایش قدم نهند . ثریا که بازی سخت صحنه را خوب آموخته بود در بازی زندگی نیز با شکوه بازی کرد . او همسری فداکار و مادری مهربان شد و چنان این نقشها را با مهارت بازی کرد که گویی مرحوم علی حاتمی مادر فیلم مادرش را بر مادری ثریا نگاشته بود ، مادری مهربان ، با تجربه ، با احساس ، موقر ، متین ، آرام ، صبور ، رئوف و البته سختی کشیده .ثریا اما آرام نگرفت که عدم موج در آسودگی اش است ، پس بر صخره بلند تلویزیون و سینما و رادیو موج شد و دیگر ثریای هنر کرمانشاه شد . اما باز هم کوشید اما این بار پیری هم کوشید . در این کارار پایش سنگین شد ، زانویش سست ، کمرش خم و دستانش لرزان شد اما همتش ، غیرتش ، هیبتش ، هنرش سنگین و سست و خم و لرزان نشد . ثریا خیز دیگر برداشت ، آنچه داشت گذاشت ، یا علی گفت و بر آسمان تئاتر ایران پر گشود و آنچه که نقش بود ، شد . بانوی تئاتر ایران ، این همان ثریا بود که ثریا به آن رسید اما دیگر هیچ نمی خواست جز ... همین چند روز پیش بود ، آسمان می درخشید ، ثریا به ثریا چشمک زد ، باید آن دو بهم می رسیدند ، وقتش بود ، دیگر چیزی در زمین راضی اش نمی کرد ، بلند شد ، خیز آخر را برداشت ، بسم ا... گفت و عشق آغاز شد ...



جواب‌های شاخه ای نویسنده تاریخ