جهش تولید | سه‌شنبه، ۱۳ خرداد ۱۳۹۹

تنبل خانه شاه عباس - نمایش محتوای تولیدات ویژه

 

 

تنبل خانه شاه عباس

Loading the player...

دانلود

شاه عباس کبیر یک روز گفت: خدا را شکر! همه اصناف در مملکت ایران به نوایی رسیده اند و هیچ کس نیست که بدون درآمد باشد . مشاوران و نمايندگان اصناف حاضر در جمع ، جملگي صحبت شاه را تأييد و بر آن صحه گذاشتند و از تلاش هاي شاه در آباداني مملكت تعريف و تمجيد نمودند ، اما وزیر عرض کرد: قربانتان بشوم، فقط تنبل ها هستند که سرشان بی کلـاه مانده  . شاه بلـافاصله دستورداد تا تنبل خانه ای تاسیس شود و به امور تنبلها بپردازد و بودجه ای نیز به این کار اختصاص داده شد . کلنگ تنبل خانه بر زمین زده شد و تنبل خانه مجللی و باشکوهی تاسیس گرديد و  تنبل ها از سرتاسر مملکت ، در آن جای گرفتند .از آنجا كه معاش و زندگی تنبل ها ، از بودجه دولتی تامین مي شد ، تعرفه ي بودجه ي تنبل خانه روز به روز افزايش مي يافت . شاه گفت: این همه پول برای تنبل خانه؟ . عرض کردند: بله. تعداد تنبلها زیاد شده و هر روز هم بیشتر از دیروز می شود . شاه تصميم گرفت با لباس مبدل و به صورت ناشناس و سرزده از تنبلخانه بازدید کند . در آنجا دید كه تنبلها از در و دیوار بالـا می روند و جای سوزن انداختن نیست . شاه خودش را معرفی کرد. هرچه گفتند: شاه آمده، فایده ای نداشت، آن قدر شلوغ بود که شاه هم نمی توانست داخل شود . شاه دریافت که بسیاری از این ها تنبل نیستند و خود را تنبل جا زده اند تا مواجب بگیرند . شاه به کاخ خود بازگشت و مساله را به شور گذاشت .مشاوران هریک طرحی ارایه دادند تااز آن طريق بتوان تنبل ها را از غیر تنبل ها تشخیص داد . ولی هیچ یک از این طرح ها عملی نبود . سرانجام دلقک شاه گفت : برای تشخیص تنبل های حقیقی از تنبل نماها ، همه را به حمامی ببرند و منافذ حمام را ببندند و آتش حمام را به تدریج تند و تند تر کنند، آن وقت است كه تنبل نماها تاب حرارت را نمی آورند و از حمام بیرون می روند و تنبلهای حقیقی در حمام می مانند  . شاه این تدبیر را پسندید و آن را به اجرا درآورد . تنبل نماها یک به یک از حمام فرار کردند و فقط دو نفر باقی ماندند که روی سنگ های سوزان کف حمام خوابیده بودند  . یکی ناله می کرد و می گفت: آخ سوختم، آخ سوختم  . دیگری حال ناله و فریاد هم نداشت و گاهی با صدای ضعیف می گفت:بگو رفیقم هم سوخت !!!