رونق تولید ملی | یک‌شنبه، ۲۸ مهر ۱۳۹۸

جَون - نمایش محتوای تولیدات ویژه

 

 

جَون

دانلود

جَون در مدينه غلام و برده بود . حضرت علي عليه السلام او را از صاحبش خريد و به ابوذر غفاري بخشيد . جَون در خدمت ابوذر بود و پس از شهادت او به خدمت امام حسن مجتبي و پس از آن به خدمت امام حسين در آمد . آن زمان كه امام حسين عليه السلام قصد رفتن به سمت كربلا را داشت ، جَون نيز از امام خواست تا او را همراهي كند و پس از صحبت هاي فراوان ، بلاخره موفق شد با كاروان امام به راه بيفتد . جَون در واقعه ي عاشورا حاضر بود و در آن روز از امام حسين عليه السلام خواست تا اجازه دهد به ميدان جنگ رفته و با دشمن نبرد كند . امام فرمود : اي جَون تو به خاطر آسايش در زندگي به ما پيوسته اي ، اينك آسايشي در ميان نيست ، اجازه داري از اينجا بروي و خود را از معركه نجات دهي . جَون خود را روي دست و پاي امام انداخت و گفت: اي پسر پيامبر ، آيا سزاوار است كه من در رفاه ، كنار سفره ي شما بنشينم و اكنون در اين شرايط شما را رها سازم . آيا مي خواهي شايستگي ورود به بهشت را نيابم . سوگند به خدا از شما جدا نمي شوم تا خون من با خون شما و يارانتان در اين محشر در آميزد . وقتي امام حسين شور و اشتياق و آمادگي را در غلام براي رفتن به ميدان جنگ ديد ، به او اجازه داد تا وارد كارزار شود .جَون چون قهرماني بي بديل به سوي ميدان تاخت و آنچنان پياپي بر دشمن حمله كرد وجنگيد و تعداد زيادي از دشمنان اسلام را به درك واصل كرد تا سر انجام ، خود نيز بر اثر ضربات بي شمار دشمنان از پا در آمد و به شهادت رسيد . امام حسين وقتي خبر شهادت غلام سياه پوست را شنيد به بالينش حاضر شد و دعا فرمود : بارالها چهره ي جون را زيبا ، پيكرش را خوشبو و با محمد و آلش محشور فرما . از امام سجاد عليه السلام نقل است كه به بركت دعاي امام حسين ، زمانيكه پيكر شهداي كربلا توسط طايفه ي بني اسد پيدا و به خاك سپرده مي شدند ، پيكر جَون را در حاليكه بوي مُشك از آن ساطع مي شد يافتند .