رونق تولید ملی | شنبه، ۳ اسفند ۱۳۹۸

عصر خاتون - نمایش محتوای تولیدات ویژه

 

 

عصر خاتون

Loading the player...

دانلود

«عصر خاتون» به مناسبت ماه محرم و به صورت تلفیقی دو و سه‌بعدی در مدت زمان 9 دقیقه و به کارگردانی رضا انصارین می باشد. این برنامه که تولید آن 2 سال به طول انجامیده است به اتفاقات عصر عاشورا و وقایع بعد از جنگ و شروع مصائب اهل بیت می‌پردازد.مطابق روایات حضرت صدیقه طاهره سلام‌الله علیها بعدازظهر عاشورا در کربلا حاضر می‌شوند و احوال تک تک اعضای کاروان را از حضرت زینب (س) جویا می‌شوند. در شعری از سید محمدسادات اخوی این سوال و جواب روایت می‌شود. بررسی اجمالی نهضت عاشورا در این گفت‌وگو صورت می‌پذیرد.نکته قابل تامل این انیمیشن دقت در بررسی متون تاریخی و انتخاب صحیح‌ترین روایت است. نگاه به حضور حضرت صدیقه طاهره سلام‌الله علیها در عصر عاشورای کربلا می باشد. روایتی که در کتب بسیار معتبر مقتل به آن اشاره شده است و خود این نگاه به افزایش عنصر عاطفه و حس کربلا کمک خواهد کرد.تلفیق انیمیشن سه‌بعدی و دوبعدی به همراه نقاشی‌های تک فریم با یک فضای داینامیک بسیار پیچیده و خاص، اصلی‌ترین ویژگی تصویری این اثر به شمار می‌رود. در ساخت این انیمیشن ،رضا انصارین(کارگردان)مهدی شرکت معصوم، شانت آقا بکیانس و علی عسگرزاده (فضاسازی)‌، مصطفی معمارزاده (دوربین)‌، روح‌الله فتاح دماوندی (کامپوزیت)‌، علی نادی و وحید تبت (مدل)‌، مجید شکاری، جواد سهرابی، مهدی متین‌زاده، سعید دوستی، حامد صوفی (انیماتور)‌، علی کیانی امین، اوستا فروردین و ترکان آسیایی (طراحی)‌ و کامبیز قوام‌زاده (تدوین)‌ ،علیرضا صالحی (موسیقی)،امیرحسین مدرس(خواننده)همکاری کرده‌اند.متن شعر:سرشار داغی، کو خیمه‌هایت؟ تنها تو ماندی، مادر فدایت!ای باغبان مهربان گل‌های من کو؟فرزند محبوبم حسینم وای من کو؟- مادرنبودی وقتی یاران می‌رسیدند، خورشید گلگون را به بام خیمه دیدند ،آن سیب را شمشیر‌ها با شاخه چیدند،پیشِ نگاه من سرش را می‌بریدند، حالا عزیزت اینجا غریب است، صحرا لبالب از بوی سیب است،- فرزند من ای وارث احساس مادر،قربان داغت دخترم، کو یاس مادر؟ - مانند سروی آزاد می‌رفت ، بر پشت زین آسمان در باد می‌رفت، سرو مرا دست و سر و زانو بریدند ، اسب و فُرات و خیمه و نخل و زمین و آسمان ، جز برگ‌های زخمیش چیزی ندیدم ، - این قتلگاه است بنشین کنارم ، بر شانه‌های زخمیت سر می‌گذارم ، کو لاله‌های دیگرم؟کو قاسمم؟ کو اکبرم؟ای زینب من... ای زینب من ، - آن مرد کوچک عازم مرز خطر بود ، ده سال از عمر زره کوتاهتر بود ، گنجشک کوچک از خیمه می‌رفت تا آسمان‌ها ، از جای پایش بر دامن دشت مانده نشان‌ها ، افتاد و دور مقتلش انبوه پَر بود ، نخل رشیدم ، اول شهیدم ، برگ و برت را دانه دانه برده شمشیر ، شد بوسه‌گاه مادر من خانۀ تیر ، نقش تنت را تصویر کردند ، بر خاک صحرا تکثیر کردند ، ای وای، ای وای از ستم‌های زمانه ، از خنجر و شمشیر و تیر و تازیانه ، - ای دختر غمگین من ، با بغض خفته در سخن ، از غنچه‌ام حرفی بزن ، - مادر مپرس از گریه‌های آخر من ، از رفتن پروانه‌های دیگر من، از گریه‌های در سکوت اصغر من، لبخند او را باور نکردند ، رحمی به حال اصغر نکردند ، تیری که سهم پهلوانان عرب بود ، تیری که مثل غنچۀ ما خشک لب بود ، حلقوم او را بوسید تنها، یک تیر اما،تا پَر فرو رفت در قلب بابا، لبخند او را باور نکردند،رحمی به حال اصغر نکردند، ای وای، ای وای از ستم‌های زمانه ، از خنجر و شمشیر و تیر و تازیانه، - هر چند مادر جان، سرت از تن جدا شد ، تا روز محشر وارث خونت خدا شد ، مظلوم حسینم، مظلوم حسینم، مظلوم حسینم، مظلوم حسینم.