رونق تولید ملی | جمعه، ۹ اسفند ۱۳۹۸

فقدان مادر - نمایش محتوای تولیدات ویژه

 

 

فقدان مادر

Loading the player...

کودک برای کسب سلامت روانی احتیاج به محیط خانوادگی آرام و حمایت کننده دارد. وجود پدر و مادر و انجام درست وظایف مربوطه شان و ایجاد رابطه ی گرم با کودک از مهم ترین عوامل فراهم کننده ی چنین محیطی است. در صورتی که یکی از والدین در این مرحله ی سنی (تولد تا یک سالگی)حضور نداشته باشد، کودک از یکی از ستون های مهم سلامت محروم می ماند. از آن جا که کودک برای ارضای نیازهای جسمی و عاطفی خود در ابتدای زندگی به مادر بیش تر از پدر وابسته است، فقدان مادر اثراتی به مراتب بیشتر بر وی خواهد گذاشت

.از دست دادن مادر برای نوزاد عامل تنش شدیدی به حساب می آید که به شکل مشکلات جسمانی یا رفتاری در آن دوره و در زندگی آینده خود را نشان می دهد. بعضی ویژگی های مثبت عاطفی و روانی تحت تأثیر مراقبت و رفتار پرعاطفه ی مادر در کودک شکل می گیرد. احساس خوش بینی نسبت به زندگی، دیگران و خود و هم چنین اعتماد کردن و دیگران را دوست خود دانستن از جمله ی این ویژگی هاستنبودن یا از دست دادن مادر در دوره ی نوزادی موجب اشکال در شکل گیری عواطف مثبت می شود و پایه های یأس، نومیدی، انزوا و بدبینی را در کودک پی ریزی می کند. جدایی و فقدان به تنهایی عامل خطر حتمی برای بروز اختلالات مداوم روان پزشکی نیست و با وجود این که برای نوزاد واقعه ی بسیار دردناکی است ولی برخوردهای والدی که با کودک زندگی می کند و شرایط محیطی نقش بسیار مهمی در جبران این فقدان دارند. رفتار حمایتگرانه و توأم با عاطفه ی والدِ باقی مانده می تواند تا حد زیادی کمبود والدِ غایب را جبران نماید.شکل گیری یک رابطه ی پرعاطفه بین نوزاد و مادر در سلامت روانی کودک تأثیر بسیار مهمی دارد. زمان آغاز شکل گیری این رابطه در اوایل تولد و سال اول زندگی است. مطالعات یکی از محققان به نام «جان بولبی»مشخص کرده که جدایی زودهنگام کودک از مادر موجب اثرات شدید منفی در رشد هیجانی و هوشی او می شودوجود رابطه ی جسمی بین مادر و کودک، از طریق در ‌آغوش گرفتن کودک در زمانی که گرسنه است یا ترسیده یا دچار درد و ناراحتی شده، موجب شکل گیری رابطه ی عاطفی بین آن دو می شود. این رابطه، آینده ی کودک را تحت تأثیر قرار می دهد و در آینده بر روابط هیجانی او در دوران بلوغ هم مؤثر است .

جدایی از مادر ممکن است به علت بیماری، مرگ یا طلاق رخ دهد که همه ی آن ها می توانند زمینه ساز اختلالات روان پزشکی در کودک شوند. طلاق بیشتر از مرگ والدین مؤثر است. احتمالاً علت آن تأثیر ناهماهنگی ها و اختلافات بین پدر و مادر در دوره ی قبل از طلاق است. کودک زیر یک ساله ممکن است از این اختلافات سر در نیاورد ولی محیط ناامن و پرتنشی که در خانه حاکم است، تأثیر سوء خود را بر کودک باقی خواهد گذاشت.جدایی های درازمدت ممکن است موجب افسردگی در کودک شود که می تواند تداوم یابد و در زندگی آینده، بخشی از شخصیت او شود. بروز شخصیت های دوری گزین نیز در این کودکان شایع است.مشکلات تحصیلی و ارتکاب جرم هم در آن ها بیش تر از سایرین است. اضطراب جدایی و سندرم عدم رشد، از دیگر عوارض جدایی از مادر است. اگر جدایی درازمدت باشد، در صورت برگشت مادر، ترس از رفتن مجدد او سبب چسبیدن زیاد کودک به مادر می شود.