رونق تولید ملی | چهارشنبه، ۲۴ مهر ۱۳۹۸

معصوميت فاطمه - نمایش محتوای تولیدات ویژه

 

 

معصوميت فاطمه

دانلود


آفتاب سوزان، بر اندام کویر حجاز، تازیانه می کوبد. در بازگشت از حجة الوداع است که عطر گل های وصال، در باغ وجود پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم شکوفا می شود . او با ضمیر زلال و یقین روشن خویش ، آهنگ رحیل را می شنود . آن گاه با کلام آسمانی خود ، وصیت می کند امت خویش را:  ایها الناس! من پیش از شما می روم و شما در حوض کوثر بر من وارد خواهید شد و از شما سؤال خواهم کرد که چه کردید با «دو چیز گرانبها که در میان شما گذاشتم ؛ کتاب خدا و عترت که اهل بیت منند . ديري نمي گذرد كه سخن رسول خدا بر زمين گذاشته مي شود و هر كس به طمع جانشيني پيامبر اسلام ، راهي نو براي خود دست و پا مي كند و در گذر آن راوي جنايتي هولناك مي شود .   « ... وقتی درب خانه را آتش زدم و آن گاه داخل خانه شدم ، فاطمه درب خانه راحجاب خود قرار داد و مانع از دخول من و اصحابم شد . با تازیانه آن چنان بر بازوی اوزدم که مانند دملج (بازوبند) اثر آن بر بازوی او ماند؛ آن گاه صدای ناله او بلند شد؛ چنان که نزدیک بود به حال او رقت کنم و دلم نرم شود؛ ولی به یاد کشته‏های بدر واُحد که به دست علی کشته شده بودند… افتادم، آتش غضبم افروخته‏تر شد و چنان لگدی بر درب زدم که از صدمه آن ، جنین اوبه نام محسن سقط شد . در این هنگام، فاطمه چنان ناله زد، و فریاد برآورد: ای پدر بزرگوار! ای رسول خدا! این چنین با عزیز دلت و دخترت رفتار کردند. " سپس فریاد کشید: فضه به فریادم برس که فرزندم را کشتند. به دیوار تکیه داد ،  اورا به کنار زده، داخل خانه شدم . فاطمه در آن حال می‏خواست مانع بردن علی شود، من از روی روسری چنان سیلی به صورت او زدم که گوشواره از گوشش به زمین افتاد…»