رونق تولید ملی | دوشنبه، ۶ خرداد ۱۳۹۸

هر كه نقش خويش بيند در آب - نمایش محتوای تولیدات ویژه

 

 

هر كه نقش خويش بيند در آب

دانلود

در انجام امور ، تا چه حد به سود و زيان خود فكر مي كنيد ؟

یکی بود ، یکی نبود . پیرزن و پیرمردی بودند که فقط دو دختر داشتند . دخترها شوهر کرده و از پیش آنها رفته بودند . روزی از روزها پیرمرد برای سر زدن به دختر ها و دامادهایش ازخانه خارج شد . زن در خانه ماند تا از گاو و گوسفند ها مراقبت کند . پیرمرد  رفت و رفت تا به دهی که دختر بزرگتر در آن زندگی می کرد ، رسید . دختر وقتی پدر را دید شاد شد . او را بوسید و برایش چای تازه دم آورد . پیرمرد احوال داماد را پرسید. دختر گفت: الحمدلله خوب است . امسال زمینی خریدیم و با هم شخم زدیم .الان هم شوهرم روی زمین كار مي كند و دانه می پاشد . اگر خدا بخواهد و این چند روز آسمان حسابی ببارد ، دانه ها جوانه می زنند و کارمان حسابی سکه می شود  . پیرمرد گفت : ان شاءالله که می بارد ، خدا بزرگ است . پدر ، شب را در خانه دختر ماند و صبح روز بعد ، به قصد دیدار دختر کوچکتر از آنجا رفت... پیرمرد رفت و رفت تا به روستای بعدی و به خانه دختر کوچک رسيد . دختر توی حیاط نشسته بود و جوراب می بافت .او از دیدار پدر خیلی خوشحال شد و پدر را به ایوان خانه برد و به بهترين شكل از او پذيرايي كرد . پیرمرد از احوال او و دامادش پرسید . دختر جواب داد:شکر خدا خوب خوب هستیم . امسال با کمك يکديگر ، بیست بیست وپنج هزار تایی خشت زده ایم .اگر خدا لطف کند و این روزها باران نبارد و آفتاب همین طور گرم بتابد ، خشت ها خشک می شوند و با فروش آنها برای یکی دوسال بارمان را خواهیم بست . اگر هم ببارد خشت ها زیر باران از بین می روند و نتیجه کارمان باد هوا می شود! پیرمرد گفت:ان شاءالله که نمی بارد خدا بزرگ است . پیرمرد شب را در خانه دختر ماند و با داماد و دخترش شام خورد و از هر دری حرف زد و صبح زود به طرف خانه خودش به راه افتاد . وقتی به خانه رسید پیرزن مشتاقانه جلو دوید و از وضع و حال و روز دخترانش پرسید . پیرمرد گفت:نمی دانم چه بگویم.هرکدام آرزویی داشتند و از من می خواستندکه برای آنها دعاکنم،اگر دعایم مستجاب شود آن یکی آسیب میبیند .زن او پاک نگران شده بود ،گفت : چه شده مرد ؟ بگو ببینم . پیرمرد تمام آنچه را که از دخترانش شنیده بود ،تعریف کرد . زن او کمی فکر کرد و گفت:به خدا توکل کن . او خودش بهتر از ما می داند چه کند. از آن به بعد وقتی بخواهند بگویند که هر کس سود خودش را درنظر می گیرد و فقط به فکر خودش است ، می گویند : هرکه نقش خویش بیند در آب .