رونق تولید ملی | شنبه، ۳ اسفند ۱۳۹۸

پادشاه ابله - نمایش محتوای تولیدات ویژه

 

 

پادشاه ابله

دانلود

پادشاهی ، ندیم خود را گفت که نام ابلهان این شهر را بنویس . ندیم گفت : بدان شرط که نام هر کس را نویسم ، مورد عِتاب و مجازات قرار نگيریم . پادشاه گفت : چنین باشد و پذیرفت . ندیم در ردیف نخستِ ابلهانِ شهر ، نام پادشاه را نوشت . پادشاه به هم برآمد و گفت : اگر ابلهی من ثابت نکنی ترا مجازات خواهم کرد . ندیم گفت : نشانِ ابلهی پادشاه آن است که ، براتِ صد هزار دینار که به فلان نوکر سپردی ، که به فلان دیار دور دست رَوَد و از حاکم آن دیار وَجه برات بستاند و به تو باز گرداند  .  پادشاه گفت : " چه عیبی در این کار و چه حماقتی در این امر است ؟" .  ندیم گفت : آن نوکر را می شناسم ، نه زنی در این دیار دارد ، نه فرزندی و نه مِلک و مالی . او صد هزار دینار را اگر نقد کند و به قلمروی خارج از این پادشاهی رَوَد و ترا بر او تصرفی نباشد ، چه خواهی کرد ؟ پادشاه گفت : حال اگر آن نوکر با وجه نقد برگردد و آن را به ما تسلیم کند ، چه خواهی گفت ؟ " ندیم گفت  : اینکه کاری ندارد ، نام پادشاه از ردیف نخستِ ابلهان شهر پاک کنم و نام آن نوکر به جایش نویسم . پادشاه را نکته دانی ندیم خوش آمد و او را بخشید  .