رونق تولید ملی | چهارشنبه، ۲ مرداد ۱۳۹۸

پیشینه خوشنویسی در ایران به دوران هخامنشیان بر می گردد - نمایش محتوای خبر

 

 

پیشینه خوشنویسی در ایران به دوران هخامنشیان بر می گردد

پیشینه خوشنویسی در ایران به دوران هخامنشیان بر میگردد

چهره ماندگار فرهنگ و ادب پارسی پیشینه خوشنویسی در ایران را مربوط به دوران هخامنشیان دانست و گفت: برترین آن را در سنگ نبشته داریوش بزرگ آشکارا می توان دید.

به گزارش خبرنگار مهر، استاد میر جلال الدین کزازی ظهر جمعه در آیین تجلیل از استاد عبدالله جواری، خوشنویس برجسته کرمانشاهی که در محل تالار انتظار شهر کرمانشاه برگزار شد گفت: سلام و دور بر شما که در این بزم بشکوه گرد آمده اید که یکی از فرزندان نیک این دیار استاد عبدالله جواری را گرامی بدارید.

وی افزود: دوشینه در بزمی دیگر از همین گونه که در شهر سنقر برپا داشته می شد من اندکی در باره هنر خوشنویسی، پیشینه، ارج و ارزش آن در این سرزمین سپند اهورایی که همواره سرزمین گرامی و روزی ده هنر زیبایی و دلاوری بوده است، سخن گفته ام. استاد زبان ادب پارسی تصریح کرد: یکی از نکته های نغز که بر آن انگشت نهاده ام این بود که سه هنر در پهنه و عرصه تاریخ و فرهنگ ایران، هنرهای برتر و بنیادین بوده است. در درازنای تاریخ این سرزمین ایرانیان در این سه هنر همه بنیان گذار بوده اند هم پیشتاز و راهگشا.

وی یکی از این سه هنر را هنرسخنور دانست و گفت : آشکارترین این هنرهای سه گانه که پیوندی تنگ و ساختاری و اندام وار با هم دارند، هنر سخنوری است. استاد کزازی افزود: بی هیچ گزافه، آوازه هنر ایران در جهان و به ویژه در ایران نو پس از اسلام، به پاس سخن گفته اند. وی ادامه داد: ما ایرانیان بدان می نازیم و سر برمی افرازیم که نخستین سروده آیینی جهان در این سرزمین در پیوسته است و آن گاهان زرتشت بوده است. این چهر ماندگار کشور یاد آور شد: تاریخ نویسان یونانی گفته اند که در دربارهای ما ایرانیان، پیشه خنیا، رواج داشته است.

وی گفت: مردمی باید دیری با این هنر بوده باشند در پیوندی ژرف بوده باشند تا پیشینه ای اندک اندک پدید آید. این استاد زبان و ادبیات فارسی خاطر نشان کرد: هنری دیگری که باید به دریغ گفت که کمتر با آن آشناییم، هنر خنیا، جادوی زیر و بم است.

وی افزود: من به آواز بلند می گویم ما ایرانیان بنیانگذار این هنر در جهان بوده ایم و تنها به یک برهان برای گواه بگزیده نشانی نیکو در استوار داشت این گفته بسنده می کنم. استاد کزازی یاد آور شد: چندی پیش یک کاشی از دل خاک در چغازنبیل خوزستان بیرون کشیده شد که به هزار چهارم ه میلاد برمی گردد و نگاره ای بر این کاشی نقش بسته است که مایه شگفتی است.

وی تصریح کرد: گروهی هم نواز هستند، با سازهایی که هنوز آشنای ماست و هنردستان آن را به کار می گیرند. به درستی نمی دانیم که چه کارکردی می داشته است. این چهره ماندگار کشور افزود: در گوشه ای از این نگاره آواز خوانی را می بینیم که گرم گلبانگ مینوی و ایزدی است.

در این رفتار باستانی ویژه، که آوازخوانان را به گلبانگ زنان و موذنان ارزانی داشته اند می بینیم. آواز خوان دو دست خود را فرا گوش خود نهاده که امروز گلبانگ زنان این کار را انجام می دهند.

وی ادامه داد: دیری در این سرزمین که نه تنها سپند سخن است و سرزمین برجسته خنیا هست دیری باید سروده باشند که گروهی هم نواز پدید آیند. خنیاگران نامدار اروپایی که ما ایرانیان گوش به ساخته هایشان می سپاریم وامدار ما ایرانیان هستند. استاد کزازی تصریح کرد: هنگامی که خنیا، از ایران، در نخستین سده های هجری، به یاری تازیان آندلسی، به اروپا راه می یابد، دگرگونی بنیادی در اروپا می نهد.

وی سومین از این سه گانه هنری را خوشنویسی دانست و گفت گاهی می گویند خوشنویسی پیشینه تاریخی در ایران ندارد که این سخن بی پایه است. استاد کزازی تصریح کرد: پیشینه خوشنویسی در ایران به دوران هخامنشی برمی گردد که برترین آن را در سنگ نبشته داریوش بزرگ آشکارا می توان دید.

تاریخ که بر سینه تخت، ستبر و ستوار بیستون نگاشته شده است وی افزود: اگر باریک در این سنگ نبشته بنگریم، هنر خوشنویسی را آشکارا پیش روی خواهیم یافت. آن میخ های نغز و به سامان و هماهنگ در کنار هم جای گرفته اند که بی هیچ گمان و گزافه، آفریده هنری را پدید آورده اند.

این چهره ماندگار کشور تاکید کرد: خوشنویسی در ایران هنری سپند مینوی و آیینی بوده است.

تنها کشوری که این هنر در آن کاری شگفت انگیز، آیین گستر، بی مانند و ورجاوند شمرده می شده است، ایران است. وی افزود: هنگامی که مانی آیین خود را در جهان می خواست بگسترد، پایه دین گستری خود را بر خوشنویسی و نگار گری نهاد. آنچه از پیروان مانی به جای مانده است، آراسته به خوشنوشته است، در کنار نگاره.

استاد کزازی تصریح کرد: بیهوده نیست، دفترهای مانی کیان در فرهنگ و ادب برجسته ترین نمونه های زیبایی و دلفروزی و هوش ربایی شده اند. انجیل زنده یا همان انگلیون و ارژنگ نمادهایی شده اند. وی خاطر نشان کرد: بارها سخنوران ایرانی، هنگامی می خواستند زیبایی به چند و چون را بستایند از ارتنگ و انگلیون یاد آورده اندو این سه تن، سه گانه ای را پدید آورده اند که به پاس سه گانگی، پیوندی پایدار و پگسست ناپذیر با یکدیگر پدید آورده اند.

این پژوهشگر برجسته گفت: در نمادشناسی ایران ۳ مانند ۷ مانند ۱۲ نماد بوندگی(کمال) است. ما هنوز هم بدون آنکه بدانیم و بخوانیم این بوندگی را به کار می بریم، در سوگ یا سور آیینی سه روزه یا ۷ روزه و سرانجام ۴۰ روزه را داریم. وی افزود: هر زمان که اسفندیار یکی از خوان ها را پشت سر می نهاد، گرگسار را فرا می خواند و سه جام را باده می نوشد. نمودهای سه را همچنان می توانیم پی گرفت. استاد کزازی گفت: ایرانیان در این سه هنر به ستیغ و فراز نای می رسند.

هر کدام گوشه ای است از آن سه گوش. وی تصریح کرد: خوشنویسی پارسی، پیوندی تنگ با سخن پارسی داشته است. هیچ شاهکار ادب پارسی نیست که بارها، خوش نوشته نشده باشد. خنیای ایرانی پیوندی تنگ تر با این سخن دارد. این چهره ماندگار کشور تاکید کرد: ما هنوز نتوانسته ایم، خنیای خود را از چیره گی سخن به در آوریم. سخن راستین پارسی، آمیخته با خنیاست، از همین رو که سروده های کنونی در دل و جان، شایسته نیافته اند.

وی گفت: اگر ما سخن سنجانه، خنیا شناسانه، زیبا به این خوشنویسی بنگریم، در خروش خنیا و پیوند آن خوشنویسی را می توانیم دید. خموش در پیچ و خم هنر راستین. استاد کزازی با اشاره به هنرهایی که بی بهره از این سه گانه اند گفت: این هنرها هرگز در دل و جان ایرانیان جایی شایسته نیافته اند چون بی بهر از خنیا و هماهنگی و در پیوستگیند. وی گفت: کرمانشاه سرزمین آن سه گانه در پرفروغ ترین نمود آن است و جای شگفتی نیست که خوشنویسی چون استاد جواری در این شهر هنر که من آن را شهر ماه می نامم باشد.

استاد کزازی با بیان اینکه این گفتار با سروده ای به پیشگاه استاد جواری ارمغان می دارم گفت: خوشنویسان همواره پرشماره بوده و هستند. و آن ارزش های والای انسانی در این استاد است که ما می شناسیم که باعث این نکوداشت شده است. وی با اشاره به ویژگی خودشیفتگی که خاص هنرمندان است افزود: استاد جواری توانسته است با خوی و خیم درویشانه خود این ویژگی ساختاری هنری یعنی خودشیفتگی را لگام بزند. در پایان استاد کزازی چندی بیتی را که برای استاد جواری سروده بود قرائت و به وی تقدیم کرد.